هربرت اسپنسر كه بود؟
هربرت اسپنسر مصلح اجتماعي، فيلسوف انگليسي و ويراستار مجله اكونوميست بود. اسپنسر در شناخت شناسي روند قرن نوزدهم به سوي پوزيتيويسم را پذيرفت. يعني آنكه تنها شناخت معتبر از جهان را در علم مي توان يافت. اخلاق شناسي او به پيروي از بنتام و استوارت ميل فايده باورانه بود. يعني لذت و درد به عنوان نشانه هاي خوشي و ناخوشي در فرد معيار ارزش هستند. فلسفه تلفيقي او در كتاب هايي تشريح شد كه در فاصله زماني سال ها نوشته شده بودند. او هم در زيست شناسي و هم در روان شناسي وجود تكامل لاماركي را پذيرفت. به اين معني كه در هر محيط خاص گرايشي در هر جانور وجود دارد كه از خويش آنچه كه بايد بسازد و در اين راه با ناكام گذاشتن مداخله هاي ناسازشي سرانجام به هدف خود خواهد رسيد. اين گرايش ها به شكل عادات اكتسابي كه وراثتي مي شوند تجلي مي يابند.اسپنسر نتوانست بپذيرد كه گربه ها تنها از طريق تغييرات تصادفي و انتخاب طبيعي منشا مي گيرند.
به عبارت ديگر عملاً سازش مستقيم با فشار هاي محيطي مسئول تغييرات زيست شناختي هستند. علاوه بر اين تكامل شامل پيشرفت جوامع در جهت تعادل پوياي افراد است. پس شرايط انساني كمال پذير است. زيرا توانايي هاي انسان كاملاً با زندگي در جامعه سازش مي يابند، يعني شر و رفتار غيراخلاقي سرانجام ناپديد خواهد شد. ايده هاي او درباره تكامل پيش از انتشار آثار اصلي داروين به چاپ رسيد و آلفرد راسل والاس از نوشته هاي او متاثر بود.
(اين متن ترجمه مدخل اسپنسر از فرهنگ فلسفه كمبريج نوشته رابرت باتس (R.Butts) است).
|